مرگ ابومسلم خراسانی
با سلام خدمت شما دوستان عزیز. من یه عذر خواهی کوچیک به شما بدهکارم چون حدود سه یا چهار ماهی نبودم.ولی از الان دیگه سعی می کنم کم کم به وبم سر بزنم و اون رو آپ کنم.
اما اصل داستان:
همه ی ما در دوران راهتمایی و در کتاب تاریخ از ابو مسلم خراسانی و موفقیت ها و افتخار ها ی اون تعریف های زیادی رو شنیده ایم و حتی شنیدیم هم که به دست کی کشته شده اما هیچ وقت نگفتن که چگونه کشته شده.
و حالا با ما هم سفر بشید و ما رو همراهی کنید.
می گویند که منصور حاکم آن زمان برای کشتن ابومسلم اون رو به خدمت خودش دعوت کرده و دستور داد تا همه ی سرباز هاش از قصر بیرون برن و دو تا مامور قدر رو برای مرگ اون اونجا مخفی بشن. وقتی ابومسلم به خدمت اون میاد منصور به
منصور می گوید که:
درود بر سپهسالار ایران.شنیده ام که شمشیر تو از بیت المال است و تو آن را دزدیده ای.آیا این حقیقت دارد که سپهسالار ایران دزد است؟
ابو مسلم نیز در جواب می گوید:
درود بر شما. خیر اعلا حضرت این شمشیری است که من خود آن را صاحبم و مدرک هم دارم و آن خود شمشیر من است.
و منصور حیله گر نیز می گوید که:
پس شمشیرت در بیاور و به من بده تا ببینم و بر سر جایت بازگرد.
ابومسلم نیز این کار را می کند و منصور با این حیله ی خود او را خلع سلاح می کند و با حرکتی مانند دست زدن دو سرباز او پدیدار می شوند و ابو مسلم را به قتل می رساند.
این هم داستانی از مرگ ابو مسلم.... با تشکر از استادم آقای آئینی






















بنام او که تاریخ را آفرید.